امام جمعه تویسرکان
فرهنگی-مذهبی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

مراسم عزاداری اربعین حسینی هزاران نفر از دانشجویان با حضور آیت الله خامنه ای مدظله العالی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان


نسخه چاپيارسال به دوستان
امام جمعه تویسرکان:
فتنه‌گران هنوز به دنبال ایجاد تنش در کشور هستند

امام جمعه تویسرکان با تاکید بر اینکه فتنه 88 و سران فتنه را نمی‌توان با هیچ چیزی تطهیر کرد، گفت: فتنه‌گران هنوز دنبال ایجاد تنش هستند تا احتمالاً معدود طرفداران‌شان مجدداً کشور را به آشوب بکشانند.

خبرگزاری فارس: فتنه‌گران هنوز به دنبال ایجاد تنش در کشور هستند

حجت‌الاسلام و‌المسلمین مرتضی‌ موحدی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در همدان در واکنش به سخنان توهین‌آمیز سعید رضوی‌فقیه در همایش فصلی اصلاح‌طلبان در همدان اظهار کرد: متاسفانه همچنان عده‌ای فتنه 88 را با عوام‌فریبی جنبش می‌نامند تا عده‌ای را فریفته و باز هم به میدان بکشانند.

وی افزود: این‌هایی که امروز ندای وطن‌پرستی و دلسوزی برای کشور دارند همان‌ افراد معلوم‌الحالی هستند که عمدتاً بعد از فتنه 88 گریخته و یا دستگیر شدند.

امام جمعه تویسرکان با بیان اینکه بدون شک وقایع سال 88 یک فتنه و خیانت به کشور بود، تصریح کرد: مردم با بصیرت ایران اسلامی نیز ابعاد فتنه را درک کرده و با حضور گسترده خود در حماسه 9 دی پاسخ کوبنده‌ای به عوامل این وقایع دادند.

وی با تاکید بر اینکه فتنه 88 و سران فتنه را نمی‌توان با هیچ چیزی تطهیر کرد، ادامه داد: فتنه‌گران هنوز دنبال ایجاد تنش هستند تا احتمالاً معدود طرفدارانشان مجدداً کشور را به آشوب بکشانند.

موحدی خاطرنشان کرد: این‌ها ادعا هم می‌کنند هواداران‌شان به هر بهانه‌ای هنوز عکس سران فتنه را در دست دارند اما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که شیطان هم طرفدار دارد، طرفدارانی که او را می‌پرستند.

وی با تاکید بر اینکه در کشور همه باید تابع قانون باشند، خاطرنشان کرد: اگر قرار است گروه‌های مختلف سیاسی گردهمایی تشکیل دهند باید در راستای افزایش تعامل، یکپارچگی و وحدت در جامعه باشد و تحریف حقیقت راه به جایی نمی‌برد.

امام جمعه تویسرکان عنوان کرد: اگر قرار باشد کار اصلاح‌طلبان فقط تطهیر فتنه و فتنه‌گران باشد، مردم همان طور که قبلاً عمل کرده‌اند، پاسخ افراطیون را خواهند داد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921210001015#sthash.Boa2WDjU.dpuf


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 توسط جمعی از نویسندگان



امام جمعه تویسرکان تاکید کرد
شکوه راهپیمایی 22 بهمن امیدبخش مستضعفان جهان

امام جمعه تویسرکان با بیان اینکه شکوه راهپیمایی 22 بهمن، امید مستضعفان جهان را برای مبارزه با استبداد دوچندان می‌کند، گفت: انقلاب اسلامی امید آزادی‌خواهان و ملل مستضعف جهان است.

http://www.uplooder.net/

حجت‌الاسلام مرتضی موحدی عصر امروز در مراسم افتتاح طرح‌های دهه فجر در تویسرکان با اشاره به وجود همه امکانات رفاهی و معیشتی در کشور افزود: امروز در روستاهای کشور ما به برکت انقلاب خدمات ارزشمندی ارائه می‌شود.

وی با بیان اینکه دشمنان به دنبال مقابله با اسلام‌خواهی مردم جهان هستند، تصریح کرد: با وجود سرمایه‌گذاری کلان دشمنان موج گرایش مردم به دین اسلام  بسیار شگفت‌انگیز است.

امام جمعه تویسرکان در خصوص چرایی گرایش موج عظیم ملت‌ها به دین مبین اسلام، ابراز داشت: ملل جهان عظمت کار امام راحل و حقانیت مردم ایران اسلامی را دیدند و فهمیدند که شیعه حق است.

وی در ادامه با اشاره به پیشرفت صنایع دفاعی ایران، تصریح کرد: رژیم غاصب اسرائیل در کنترل و تسخیر پهپادهای حزب الله و حماس زمین‌گیر شده اما باز هم ایران را تهدید نظامی می‌کند.

موحدی با اشاره به اینکه امروز ملت ایران سرافراز و سربلند است، تاکید کرد: امروز هیچ کافری نمی‌تواند در ایران اسلامی مقتدر، آقایی کند.

وی با بیان اینکه باید شکرگزار این نعمت بزرگ الهی باشیم، تصریح کرد: حضور شکوهمند همه ملت ایران اسلامی در راهپیمایی 22 بهمن ضمن شکر این نعمت الهی، قدرت ما را فزونی می‌بخشد.

امام جمعه تویسرکان با تاکید بر اینکه شکوه و شور راهپیمایی 22 بهمن امید مستضعفان جهان را برای مبارزه با استبداد استعمارگران زر و زور دوچندان می‌کند، گفت: انقلاب اسلامی امید آزادی‌خواهان و ملل مستضعف جهان است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان


http://www.uplooder.net/


حجت‌الاسلام مرتضی موحدی در یادواره شهدای روستای کارخانه و قصبستان بخش قلقل‌رود تویسرکان، با تأکید بر اینکه انقلاب ما با سختی تمام به‌دست آمده، اظهار کرد: امروز به برکت همین مقاومت و ایستادگی ما در جهان آزاد و سرافراز هستیم.

وی با اشاره به اینکه قیام حسینی بنیانگذار انقلاب؛ اسلام را در جهان احیا کرد، افزود: امروز به برکت انقلاب و خون شهدا، گرایش به تشیع در کشورهای مختلف در دنیا شگفت‌انگیز است.

امام جمعه تویسرکان تصریح کرد: تحقق انقلاب معنوی در ایران و گسترش بیداری اسلامی به پیروی از این حرکت متعالی، دنیای کفر را به وحشت و ترس انداخته است.

وی خاطرنشان کرد: استکبار و رژیم صهیونیستی در منطقه به دست و پا زدن افتاده‌اند و برای به‌دست آوردن ابهت از دست رفته خود از هر حیله و مکری علیه ما استفاده می‌کند، اما با عنایت خدا و تدابیر مدبرانه ولایت فقیه با شکست روبرو می‌شوند.

موحدی گفت: ما افتخار داریم که به برکت خون شهدا، آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل از قدرت کشور ایران اسلامی هراسانند، پس باید قدر این نعمت بزرگ الهی را بدانیم و از آن صیانت کنیم.

وی با بیان اینکه انقلاب ثمره خون شهداست، تصریح کرد: اشاعه و نهادینه کردن راه و آرمان امام (ره) و شهدا انقلاب را در همه برهه‌ها بیمه می‌کند.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان


مراسم یادواره شهدای مخابرات وبیسیم چی استان همدان مصلی نمازجمعه شهرتویسرکان برگزارشد.

دراین مراسم که علاوه برحضرت حجه الاسلام والمسلمین موحدی امام جمعه تویسرکان ودکترمفتح نماینده مردم شهرستان درمجلس شورای اسلامی وفرماندارسردارابوحمزه فرمانده سپاه انصارالحسین استان همدان وجمعی ازمدیران وکارکنان ادارات شهرستان واستان حضورداشتندرئیس سازمان بسیج مستضعفین کشوربه تنیین نقش ارزنده مخابرات وبی سیم چی های دوران دفاع مقدس درهشت سال دفاع مقدس پرداخت.درادامه یکی ازرزمندگان بی سیم چی به نقل خاطراتی ازهمرزمان شهیدش پرداخت.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان

امام جمعه تویسرکان:
ولایتمداری مردم ایران رمز ماندگاری انقلاب و عزت است

امام جمعه تویسرکان ولایتمداری مردم را رمز ماندگاری و استمرار انقلاب خواند و گفت: مردم ما با توکل به خداوند، توسل به ائمه اطهار (ع) و تبعیت محض از ولایت فقیه امروز در دنیا عزت‌مند هستند







http://www.uplooder.net/


 به مناسبت دهه مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب، عصر چهارشنبه قائم مقام کمیته امداد امام خمینی (ره) استان همدان با امام جمعه تویسرکان دیدار کرد.

حجت‌الاسلام مرتضی موحدی وحدت و همبستگی ملی را رمز پیروزی انقلاب دانست و تصریح کرد: بنیان حکومتی که با حمایت مردم نهاده شود، هرگز صدمه‌ نخواهد دید.

وی ولایتمداری مردم را راز ماندگاری و استمرار انقلاب خواند و گفت: مردم ما با توکل به خداوند، توسل به ائمه اطهار(ع) و تبعیت محض از ولایت فقیه امروز در دنیا عزت‌مند هستند.

امام جمعه تویسرکان با بیان اینکه انقلاب متعلق به همه اقشار مردم است، تأکید کرد: اقتدار انقلاب با پشتیبانی نیروی مردمی روز به روز فزونی می‌یابد.

موحدی تصریح کرد: ملت ایران اسلامی با توکل به خدا همانند همه برهه‌ها با تبعیت از ولایت و مقاومت، توطئه‌های دشمنان اسلام و انقلاب در قالب جنگ نرم را خنثی خواهند کرد.

قائم مقام کمیته امداد امام خمینی(ره) همدان نیز با تبریک فرا رسیدن سالگرد فجر انقلاب عنایت خدا، رهبری حکیمانه امام(ه) و حضور مردم را سه عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی دانست.

علی نامدار با بیان این که ایران اسلامی امروز به برکت انقلاب الگوی جهان شده، افزود: حفظ، حراست انقلاب و دستاوردهای انقلاب در مقابل ترفندها و دسیسه‌های دشمنان داخلی و خارجی بر همه ما واجب است و باید بیدار و آگاه عمل کنیم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان


خبرگزاری فارس: ولایتمداری مردم ایران رمز ماندگاری انقلاب و عزت است


درادامه حضورامام جمعه شهرستان درمساجدومحلات ودرپنجمین روزازایام الله دهه فجرحضرت حجه الاسلام والمسلمین موحدی بهمراه فرمانداروتعدادی ازمسئولین ادارات شهرستان درمراسم جشن انقلاب که درمسجدشهرک قائم برگزارشد شرکت کردند.دراین مراسم که بااستقبال خوب جوانان روبروشدپس ازاقامه نمازمغرب وعشاامام جمعه شهرستان به بیان گوشه ای ازدستاوردهای انقلاب پرداختندوی بااشاره به روحیه خودباوری واعتمادبه نفس جوانان به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ونقش ارزنده وبی بدیل جوانان درانقلاب اسلامی خواستارتلاش وکوشش بیشتردرجهت تحقق همه آرمانهای امام راحل (ره)ومنویات مقام معظم رهبری شدند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان


خبرگزاری فارس: ولایتمداری مردم ایران رمز ماندگاری انقلاب و عزت است

بمناسبت گرامیداشت ایام الله دهه فجرمراسمی درمسجدجامع محله عشایرنشین عین آبادبرگزارشد.دراین مراسم که امام جمعه فرماندار ومسئولین ادارت وبسیجیان وپاسداران نیزحضورداشتندحضرت حجه الاسلام والمسلمین موحدی امام جمعه تویسرکان با بااشاره به جایگاه مهم عشایردرپیروزی انقلاب اسلامی وایفای نقش آنهادرعرصه های مختلف انقلاب تاکید داشتندکه به همین خاطرحضرت امام (ره ) شماعشایرراذخایرانقلاب نامیدند.وی سپس باتبیین دستاوردهای عظیم انقلاب درزمینه های مختلف وذکرآیاتی ازسوره مبارکه شوری درخصوص قدرشناسی وشکربرنعمت عظیم انقلاب اهمیت قدردانی درخصوص نعمت بزرگ انقلاب اسلامی وولایت فقیه رایادآورشدند.درپایان عشایرمحل درفضایی صمیمی به طرح برخی مشکلات پرداختندکه امام جمعه محترم قول مساعددادندکه درخصوص پیگیری رفع مشکلات آنهاازطریق دستگاههای اجرائی شهرستان اقدام نمایند


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 توسط جمعی از نویسندگان

حجت الاسلام والمسلمین موحدی از طرف مقام معظم رهبری به سمت امام جمعه تویسرکان منصوب شد 

http://www.uplooder.net/


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم شهریور 1392 توسط جمعی از نویسندگان

مشروح بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي مجلس خبرگان

 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
خیلى خوش آمدید آقایان محترم، برادران عزیز. این دیدارِ شش ماه یک بار، علاوه بر جنبه‌هاى قانونى و موقعیتى، براى ما این حسن را هم دارد که دوستان و رفقا و اعزّه و برادران خوبمان را از نزدیک زیارت میکنیم؛ که این هم براى من مغتنم است.
 
 مطلبى که من امروز میخواهم عرض بکنم - که ان‌شاءاللَّه سعى کنم کوتاه عرض بشود - این است که فقه سیاسى در شیعه، سابقه‌اش از اولِ تدوین فقه است. یعنى حتّى قبل از آنکه فقه استدلالى در قرن سوم و چهارم تدوین بشود - در عهد روایات - فقه سیاسى در مجموعه‌ى فقه شیعه حضور روشن و واضحى دارد؛ که نمونه‌اش را شما در روایات مى‌بینید. همین روایت «تحف‌العقول» که انواع معاملات را چهار قسم میکند، یک قسمش سیاسات است - امّاالسّیاسات - که خب، در آنجا مطالبى را بیان میکند. در این روایت و روایات فراوان دیگر، شاخصها ذکر میشود. این روایت معروف صفوان جمّال: «کلّ شى‌ء منک حسن جمیل الّا اکرائک الجمال من هذا الرّجل» و دیگر روایاتى که فراوان است، از این قبیل است. بعد که نوبت به عصر تدوین فقه استدلالى میرسد - دوران شیخ مفید و بعد از ایشان - باز انسان مشاهده میکند که فقه سیاسى در آنجا وجود دارد؛ در ابواب مختلف، آن چیزهائى که مربوط به احکام سیاست و اداره‌ى جامعه است، در اینها هست.
 
 بنابراین سابقه‌ى فقه سیاسى در شیعه، سابقه‌ى عریقى است؛ لیکن یک چیز جدید است و آن، نظام‌سازى بر اساس این فقه است؛ که این را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ایشان کس دیگرى از این ملتقطات فقهى در ابواب مختلف، یک نظام به وجود نیاورده بود. اولْ کسى که در مقام نظر و در مقام عمل - توأماً - یک نظام ایجاد کرد، امام بزرگوار ما بود؛ که مردم‌سالارى دینى را مطرح کرد، مسئله‌ى ولایت فقیه را مطرح کرد. بر اساس این مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. این، اولین تجربه هم هست. چنین تجربه‌اى را ما در تاریخ نداریم؛ نه در دوران صفویه داریم، نه در دوره‌هاى دیگر. اگرچه در دوران صفویه کسانى مثل «محقق کرکى»ها وارد میدان بودند، اما از این نظام اسلامى و نظام فقهى در آنجا خبرى نیست؛ حداکثر این است که قضاوت به عهده‌ى یک ملائى، آن هم در حد محقق کرکىِ با آن عظمت بوده است؛ ایشان میشود رئیس قضات، تا مثلاً قضات را معین کند؛ بیش از اینها نیست؛ نظام حکومت و نظام سیاسى جامعه بر مبناى فقه نیست. ایجاد نظام، کارى است که امام بزرگوار ما انجام داد. همان طورى که جناب آقاى مهدوى در نطقشان اشاره کردند - که من اجمالاً اطلاع پیدا کردم - امام مسئله‌ى ولایت فقیه را در نجف استدلالى کردند و بحث کردند؛ بعد هم در مقام عمل، این را پیاده کردند و آوردند، شد یک نظام اسلامى. خب، اینجا دو تا مطلب وجود دارد که ما باید به این دو مطلب توجه کنیم.
 
 یک مطلب این است که یک چالش بزرگى همواره بر سر راه حفظ هویت این نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از این هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بین وفادارى و حفظ خطوط اصلى - یعنى اصول و مبانى نظام - از یک طرف، و دستاوردهاى پیشرفت مادى و معنوى براى نظام از طرف دیگر. این فکر گاهى اوقات پیش مى‌آید؛ البته دلیل هم دارد که این فکر پیش مى‌آید؛ چون آن هدفهاى مترتب بر آن مبانى، اینجور نیست که هدفهاى زودرسى باشد، که حالا در ظرف ده سال و بیست سال حتماً این هدفها تأمین شود؛ گاهى اوقات باید نسلها بگذرد تا این اهدافى که بر مبناى آن اصول ترسیم شده است، تحقق پیدا کند. وقتى که این اهداف در میان‌مدت یا در کوتاه‌مدت تحقق پیدا نکرد، این وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان مى‌آید که نکند پایبندى ما به این اصول است که مانع میشود ما به این اهداف دست پیدا کنیم. این یک چالش بسیار مهمى است.
 
 من مدتها قبل در یک صحبتى اشاره کردم که یکى از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در این قضیه. البته دوران ایشان، دوران کوتاهى بود - ده سال بیشتر طول نکشید - اما در همین دوران، ایشان پایه‌ها را محکم چید. یکى از کارهاى امام این بود که به خاطر مشکلاتى که احیاناً پیش مى‌آمد - چه در زمینه‌ى مسائل داخلى، چه در زمینه‌ى چالشهاى بین‌المللى - ایشان از مبانى و اصول کوتاه نیامد؛ یعنى صبر کرد. من تعبیر کردم به صبر امام. صبر ایشان به این معنا بود که تحمل کرد. در برابر فشارهائى که مى‌آمد، که آقا اگر چنانچه این حکم را نکنید، اگر قضیه‌ى سلمان رشدى را مطرح نکنید، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممکن است ما به این موفقیتها دست پیدا کنیم، ایشان تسلیم نشد؛ ایشان پافشارى کرد. این چالش تا امروز هم وجود دارد.
 
* بدون پايبندي به اصول نمي‌توانيم به پيشرفت‌هاي مادي و معنوي دست يابيم
 
 خب، عده‌اى ممکن است به این فکر بیفتند که پایبندى ما به اصول موجب شده است که ما به این اهداف دست پیدا نکنیم؛ ناکامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى یا در سطح مسائل بین‌المللى، ما را دچار مشکل کند. این چالش مهمى است؛ با این چالش باید هوشیارانه برخورد کرد. نه، درست، عبارت است از اینکه ما هر دو هدف را به موازات یکدیگر دنبال کنیم و بدانیم که این دو هدف با یکدیگر سازگار است؛ یعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هویت نظام از یک طرف، و از طرف دیگر، دست یافتن به آن اهدافى که نظام تعریف کرده است؛ چه اهداف مادى و پیشرفتهاى مادى و علمى و معیشتى و تمدنى و امثال اینها، و چه اهداف معنوى مثل استقرار عدالت و از این قبیل چیزها. باید بدانیم اینها سازگار است. و ما نمیتوانیم به آن اهداف برسیم، مگر اینکه به این اصول پابند باشیم. یعنى به خاطر اینکه مشکلاتى در رسیدن به آن هدفها پیش مى‌آید، از اصول دست برنداریم، حالت قناعتِ حداقلى پیدا نکنیم؛ و بدانیم که اگر ما از اصول دست برداشتیم، حتّى هویت نظام که از بین خواهد رفت، به آن هدفها هم نمیرسیم. ما در همین انقلابهاى گوناگون، نظائرش را دیدیم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هیچ وجه به آنها کمک نکرد.
 
* نبايد به بهانه عقلانيت از اصول و مباني و پايه‌هاي اصلي صرف‌نظر كرد
 
اینکه ما بیائیم مسئله‌ى عقلانیت را مطرح کنیم و بگوئیم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، این ما را به نتیجه نمیرساند. من یادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جمله‌ى حرفهائى که زده میشد، این بود که بایستى ما انقلاب را سر عقل بیاوریم! یعنى عقلانیت را به عنوان یک وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پایه‌هاى اصلى صرف نظر کنند؛ این نباید انجام بگیرد. «و ان تطع اکثر من فى الارض یضلّوک عن سبیل‌اللَّه ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون».(6) نبایستى اصول را پامال کرد. البته این کار مهمى است؛ پیچیدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان تردیدهائى پیش مى‌آید. به عنوان یک اصل قطعىِ موضوعى، باید این را مسلّم گرفت که پایبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.
 
* دستيابي به پيشرفت‌ها با حفظ اصول، ديديم كه مي‌شود
 
بر اساس این، باید دنبال پیشرفتها گشت. ما امتحان کردیم، دیدیم که میشود اصول را حفظ کرد، به پیشرفتها هم رسید. امروز کشور ما از لحاظ پیشرفت علمى، از لحاظ پیشرفت فناورى، از لحاظ آگاهى‌ها و پختگى‌هاى سیاسى، از لحاظ پیدا کردن راه و رسم‌هاى گوناگون در نهادهاى مختلف - نهادهاى اقتصادى و غیره - با اوائل انقلاب قابل مقایسه نیست؛ ما خیلى جلو رفتیم، خیلى پیشرفته‌تریم؛ در عین حال اصول را هم حفظ کردیم. اگر جائى از اصول کوتاه گذاشته باشیم، باید از آن توبه کنیم. از اصول نبایستى کم گذاشت. همچنین باید بدانیم نصرت الهى هم بسته‌ى به همین است که ما این مبانى و اصول را حفظ کنیم. این یک نکته.
 
 نکته‌ى دومى که در این زمینه عرض میکنیم، این است که نظام‌سازى - که گفتیم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظام‌سازى کرد - یک امر دفعى و یکباره نیست؛ معنایش این نیست که ما یک نظامى را بر اساس فقه کشف کردیم و استدلال کردیم و این را گذاشتیم وسط، و این تمام شد؛ نه، اینجورى نیست. نظام‌سازى یک امر جارى است؛ روزبه‌روز بایستى تکمیل شود، تتمیم شود. ممکن است یک جائى اشتباه کرده باشیم اما مهم این است که ما بر اساس این اشتباه، خودمان را تصحیح کنیم، خودمان را اصلاح کنیم؛ این جزو متمم نظام‌سازى است. نه اینکه گذشته را خراب کنیم. اینکه ما میگوئیم نظام‌سازى جریان دارد، معنایش این نیست که هرچه را ساختیم و بنا کردیم، خراب کنیم؛ قانون اساسى‌مان را خراب کنیم، نظام حکومتى و دولتى‌مان را ضایع کنیم؛ نه، آنچه را که ساختیم، حفظ کنیم، نواقصش را برطرف کنیم، آن را تکمیل کنیم. این کار، یک کار لازمى است.
 
 من تصورم این است که بُعد مهمى از قید اطلاق که امام منضم کردند به ولایت فقیه - که در قانون اساسىِ اول قید «مطلقه» نبود؛ این را امام اضافه کردند - ناظر به همین است؛ یعنى انعطاف‌پذیرى. دستگاه ولایت - که دستگاه عظیم ولایت، یعنى در واقع مجموعه‌ى آن دستگاه‌هاى تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر که در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، یک مجموعه است - باید بتواند به طور دائم خودش را پیش ببرد، متحول کند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاریخ بشرى است. ما اگر چنانچه خودمان تحول ایجاد نکنیم و پیش نرویم، تحول بر ما تحمیل خواهد شد. تحول یعنى تکمیل، پیش رفتن به سمت آنچه که درست‌تر است، آنچه که کاملتر است. یعنى آنچه را که ساختیم، ببینیم نقصهایش کجاست، آن را برطرف کنیم؛ ببینیم کجا کم داریم، آن را اضافه کنیم. این جریان بایستى ادامه پیدا کند.
 
 البته دشمنان، «ولایت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛ یعنى میل فقیه عادل به صورت دلبخواه. این معنا در دلِ خودش یک تناقض دارد: اگر عادل است، نمیتواند مستبد باشد؛ اگر مستبد است و بر اساس دلخواه عمل میکند، پس عادل نیست. دشمنان، این را ملتفت نمیشوند و این معنا را نمیفهمند. این نیست مسئله‌ى «ولایت مطلقه» که فقیه هر کار دلش خواست، بکند؛ یک وقت یک چیزى به نظرش رسید که باید این کار انجام بگیرد، فوراً انجام دهد؛ قضیه این نیست. قضیه این است که یک حالت انعطافى در دست کلیددار اصلى نظام وجود دارد که میتواند در آنجائى که لازم است، مسیر را تصحیح و اصلاح کند، بنا را ترمیم کند.
 
البته در اینجا هم خطرى که وجود دارد - که باید از این خطر برحذر بود - این است که ما تصور کنیم این انعطاف بایستى تحت تأثیر فشارهاى بیرونى و تغییرِ در جهت انعطاف به قالبهاى غربى باشد. سر قضیه‌ى قصاص به ما اعتراض میکنند و فشار مى‌آورند، سر قضیه‌ى دیه به ما فشار مى‌آورند، سر قضایاى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسلیم شویم؛ انعطاف به این معنا باشد. نه، این انحراف است؛ این انعطاف نیست. باید توجه کنیم، همان آیه‌ى شریفه‌ى «و ان تطع اکثر من فى الارض» اینجا هم جارى است. نباید به خاطر اینکه رادیوهاى بیگانه و تبلیغات خصمانه و اتاقهاى فکر دشمن و کمربسته‌ى علیه نظام اسلامى، راجع به فلان حکم، راجع به فلان مبنا اعتراض میکنند، فریاد میکشند، ما بیائیم بگوئیم حالا تجدیدنظر کنیم براى اینکه با دنیا هماهنگ شویم؛ نه، این خطاست، این انحراف است؛ به این انحراف نباید دچار شد.
 
در عین حال مسائل جدیدى وجود دارد. در زمینه‌ى اقتصاد، مسائل تازه‌اى وجود دارد. مثلاً ما بانکدارى اسلامى را به وجود آورده‌ایم. امروز مسائل تازه‌اى در زمینه‌ى پول و بانکدارى وجود دارد؛ اینها را بایستى حل کرد؛ باید اینها را در بانکدارى اسلامى - بانکدارى بدون ربا - دید. کى باید اینها را انجام بدهد؟ فقه متکفل این چیزهاست. البته من همین‌جا عرض بکنم که نیاز ما به کرسى‌هاى بحث آزاد فقهى در حوزه‌ى قم - که مهمترین حوزه‌هاست - برآورده نشده است. من این را الان اینجا عرض میکنم - آقایانى هم از قم اینجا تشریف دارید - این نیاز برآورده نشده. در قم باید درسهاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حکومتى وجود داشته باشد تا مسائل جدید حکومتى و چالشهائى را که بر سر راه حکومت قرار میگیرد و مسائل نو به نو را که هى براى ما دارد پیش مى‌آید، از لحاظ فقهى مشخص کنند، روشن کنند، بحث کنند، بحثهاى متین فقهى انجام بگیرد؛ بعد این بحثها مى‌آید دست روشنفکران و نخبگان گوناگون دانشگاهى و غیر دانشگاهى، اینها را به فرآورده‌هائى تبدیل میکنند که براى افکار عموم، براى افکار دانشجویان، براى افکار ملتهاى دیگر قابل استفاده است. این کار بایستى انجام بگیرد، ما این را لازم داریم. محصول این کاوشهاى عالمانه میتواند در معرض استفاده‌ى ملتها و نخبگان دیگر کشورها هم قرار بگیرد.
 
الان شما ملاحظه کنید؛ تقریباً در مدت هشت ماه، در یکى از آرامترین و ساکت‌ترین نقاط عالم - یعنى شمال آفریقا و حول و حوش شمال آفریقا و جزیرةالعرب - چهار تا نظام سرنگون شده؛ یعنى چهار تا دیکتاتورِ چسبیده به صندلىِ متکى به غرب و متکى به آمریکا، زیر و رو شدند: مصر، تونس، لیبى و یمن. خب، این خیلى حادثه‌ى مهمى است. من عرض کرده‌ام، باز هم عرض میکنم؛ ما واقعاً نمیتوانیم الان ابعاد عظمت این حادثه را درست ترسیم کنیم. خیلى کار بزرگى انجام گرفته است. خب، اینجا ملتها در معرض حوادثى هستند. یکى از این حوادث - که ان‌شاءاللَّه این پیش بیاید - این است که نخبگان دینى ملتها بتوانند زمام امور این ملتها را در دست بگیرند و راه درست را که برخاسته‌ى از اسلام و برخاسته‌ى از شریعت و برخاسته‌ى از نیازهاى بومى و اقلیمى باشد، براى مردم ترسیم کنند؛ این بهترین راه است. اما چقدر احتمال دارد که این راه پیش بیاید؟ انسان دلش میلرزد.
 
یک احتمال دیگر این است که همان کسانى که عواملشان از در بیرون رفته‌اند، دوباره از پنجره وارد شوند؛ همان کسانى که در مقابل اسلام، در مقابل حرکت ضد صهیونیستى ملت مصر، سى سال از یک دیکتاتورى حمایت کردند، باز زمینه‌ساز یک دیکتاتورى دیگرى بشوند. خب، اول که دیکتاتور نمیگوید من دیکتاتورم؛ یک شکلى به آن میدهند؛ دستگاه‌هاى تبلیغاتى هم دارند، پول هم دارند، امکانات هم دارند، مزدور و آدم هم حتماً دارند. بنابراین یک بیم این است که اینها باز بیایند یک نظامهائى را خودشان درست کنند، یا یک نظامهاى الگوگرفته‌ى کامل از غرب روى کار بیایند. این خطر بسیار بزرگى است براى همین کشورها، که به اسم دموکراسى و به اسم آزادى و این حرفها بیایند نظامهاى غربى را در اینجا حاکم کنند. و انواع و اقسام خطرهائى که در اینجا وجود دارد.
 
آن چیزى که اینجا میتواند به این کشورها کمک کند، تفکر مردم‌سالارى دینى است. مردم‌سالارى دینى که ابتکار امام بزرگوار ماست، میتواند نسخه‌اى براى همه‌ى این کشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دین برخاسته است.
 
البته ممکن است فقهاى اهل سنت - چه فقهاى شافعى در مصر، چه مالکى‌ها در بعضى دیگر از کشورهاى آن منطقه، چه حنفى‌ها در بعضى از کشورهاى دیگر - معتقد به ولایت فقیه نباشند؛ خیلى خوب، ما نمیخواهیم حتماً مبناى فقهى خودمان را به آنها عرضه کنیم یا اصرار بورزیم؛ اما مردم‌سالارى دینى ممکن است شکلهاى گوناگونى پیدا کند. باید این مبناى مردم‌سالارى دینى را ما براى اینها تبیین کنیم، تفهیم کنیم؛ مثل هدیه‌اى در اختیارشان بگذاریم. مطمئناً این مردم، مردم‌سالارى دینى را خواهند پسندید. این کارى است که بر عهده‌ى ماست و بایستى انجام بگیرد تا دشمنان این ملتها از خلأیى که به وجود آمده، استفاده نکنند. این خلأ را باید به وسیله‌ى اسلام پر کنند.
 
امیدواریم خداوند متعال به ما توفیق بدهد، بتوانیم اولاً وظائفمان را بشناسیم، ثانیاً ان‌شاءاللَّه به بهترین وجهى عمل کنیم.
 
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌
 


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم شهریور 1390 توسط جمعی از نویسندگان

رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان و مسؤولان نمایندگی ولی فقیه در سپاه:
همه دستگاه ها و جریان های سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند

خبرگزاری رسا ـ رهبر معظم انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه باید همه دستگاهها و جریانهای سیاسی و فکری به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند، گفتند: باید هرچه ممکن است اختلاف‌نظرها و اختلاف سلیقه‌ها را کم کرد و در فضای بحث‌های اختلافی ندمید.


به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئولین حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاسداری حقیقی از انقلاب اسلامی را حفظ حرکت پیش رونده، پرشتاب، پرنشاط و انقلابی نظام اسلامی به سمت اهداف والای ترسیم شده دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حرکت تکاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل کردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاه‌ها و جریان‌های سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند.

در این دیدار که در آستانه سوم شعبان سالروز میلاد بزرگ پاسدار اسلام حضرت سیدالشهدا علیه السلام و روز پاسدار برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک اعیاد شعبانیه بویژه سوم شعبان، نامگذاری سالروز میلاد حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان روز پاسدار را ابتکاری پرمغز و جهت ده خواندند و افزودند: معنای واقعی پاسداری از اسلام با همه ابعاد آن، در دوران ده ساله امامت حضرت اباعبدالله علیه السلام تحقق پیدا کرد، بنابراین بازخوانی رفتار و حرکات آن حضرت در دوران امامت، ترسیم کننده مبانی و شاخص های واقعی پاسداری است.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دوران ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام، به سرفصل های مهم حرکت ایشان از جمله انذار، تحرک تبلیغاتی، بیدار و حساس کردن خواص، ایستادگی با جان و مجاهدت در مقابل حرکت انحرافی فوق العاده خطرناک آن زمان، و عمل براساس دستورات اسلام، اشاره و خاطرنشان کردند: حرکت و ایثار امام حسین علیه السلام و ابعاد گسترده آن بویژه فجایعی که برای خاندان آن حضرت پیش آمد، موجب ماندگاری این حرکت در تاریخ و حفظ اسلام و ارزش‌ها شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکی از ابعاد سخت حرکت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را صبر ایشان در مقابل تردید افکنی‌های خواص و صاحب نامان آن دوران ارزیابی کردند و افزودند: سخت‌ترین صبر امام حسین علیه السلام ایستادگی در برابر سخنان به ظاهر مصلحت اندیشانه و وسوسه‌های افراد صاحب نفوذ و تأثیرگذاری بود که با توجیهات به ظاهر شرعی، امام را از گام گذاشتن در این مسیر منع می کردند اما حضرت اباعبدالله علیه السلام با صبر بر این تردید افکنی‌ها و با عزم و اراده، وارد میدان شدند و جریان اسلام را از انحرافی بزرگ نجات دادند.

ایشان پس از تبیین معنای واقعی پاسداری در چارچوب حرکت امام حسین (ع)، افزودند: نامگذاری سوم شعبان به عنوان روز پاسدار، بدین معنا است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌خواهد همواره در راه حضرت سیدالشهداء حرکت کند و بررسی منصفانه عملکرد سپاه از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون نیز نشان می‌دهد سپاه پاسداران حقاً و انصافاً در این راه قدم برداشته و ایستادگی کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی لازمه ادامه حرکت رو به رشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با توجه به ویژگیها و شاخص‌های ترسیم شده برای پاسداری را، ارتقای توانایی، کیفیت و هوشمندی سپاه در همه ابعاد دانستند و خاطرنشان کردند: اگر نسل گذشته سپاه در شرایط و انگیزه های قوی اوائل انقلاب و دوران دفاع مقدس رشد و تکامل پیدا کرد، نسل جوان و جدید سپاه نیز باید از لحاظ معرفت، آگاهی، بصیرت، فداکاری، انجام درست کار و انجام به هنگام وظیفه، به مراتب بالاتر و مستحکم‌تر باشد زیرا امروز اگرچه جنگ نظامی وجود ندارد ولی جنگی ظریفتر و البته خطرناک‌تر در جریان است.

رهبر انقلاب اسلامی سپس به تشریح معنای واقعی هویت پاسداری سپاه پرداختند و افزودند: نباید از مفهوم "پاسداری از انقلاب " معنایی محافظه کارانه و حفظ وضع موجود انقلاب برداشت شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه انقلاب در ذات خود یک حرکت پیش رونده و پرشتاب به سمت اهداف ترسیم شده است، خاطرنشان کردند: پاسداری از انقلاب به معنای حفظ حرکت پیش رونده و انقلابی نظام اسلامی است.

ایشان لازمه پاسداری سپاه از حرکت انقلابی و پیش رونده نظام اسلامی را دو حرکت درونی و بیرونی در سپاه پاسداران دانستند و افزودند: حرکت درونی که سپاه همواره به آن نیاز دارد دارای دو بعد معنوی و مادی است که بعد معنوی آن، توجه ویژه به ارزشها و مشخص کردن شاخص‌های ارزشی پاسداری و سنجش و ارزیابی همه فرماندهان و بدنه سپاه براساس این شاخص‌ها، به منظور پیشرفت است.

رهبر انقلاب اسلامی درخصوص بُعد مادی حرکت درونی سپاه خاطرنشان کردند: کارهای تشکیلاتی، علمی، تحقیقاتی، و آموزش‌های نظامی اجزاء بُعد مادی حرکت درونی سپاه هستند که با قرار گرفتن در کنار بُعد معنوی، یک مجموعه زنده، پرنشاط، همیشه جوان و دارای حرکت رو به جلو بوجود خواهند آورد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: چنین مجموعه‌ای به عنوان الگوی معنویت، بصیرت، پایبندی به اصول، فکر، تدبیر و حرکت در مسیر صحیح، می‌تواند تأثیرگذار در پیشبرد حرکت مجموعه انقلاب اسلامی باشد.

ایشان یکی از موارد لازم و بسیار مهم برای پاسداری از حرکت پیش رونده و رو به تحول نظام اسلامی را پرهیز از کارهای غیر مفید و مضر برای این حرکت دانستند و افزودند: یکی از این کارهای مضر، دامن زدن به اختلافات و مشتعل کردن فضای اختلاف و هو و جنجال است که باید همه دستگاهها و نهادهای نظام مراقب این موضوع باشند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید هرچه ممکن است اختلاف‌نظرها و اختلاف سلیقه‌ها را کم کرد و در فضای بحث‌های اختلافی ندمید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اظهار تأسف شدید از برخی بگومگوها و بحث‌های اختلافی در کشور افزودند: کسانی که به این بحث ها دامن می‌زنند، آیا خوشحالی دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و تحلیل‌های آنها را نمی‌بینند. ابراز شادمانی دشمنان، نشان می‌دهد این موضوع یک نقطه ضعف است، بنابراین باید از ادامه آن جلوگیری کرد.

ایشان با تأکید بر لزوم تفکیک میان اختلاف‌نظر با ایستادگی یک جریان در مقابل نظام، خاطرنشان کردند: زمانی ممکن است، جریانی در مقابل انقلاب اسلامی بایستد، که در آن زمان قطعاً وظیفه همه، دفاع از انقلاب است، همانگونه که در حوادث سال 88 اتفاق افتاد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین خصوص افزودند: اما زمانی موضوع، اختلاف نظر و سلیقه است و نه ایستادن در مقابل انقلاب. در چنین شرایطی، وظیفه همه، ندمیدن در اختلاف‌نظرها و در پیش گرفتن شیوه تبیین و روشنگری در مقابل برخی افکار غلط، با در نظر گرفتن همه جوانب آن است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای خاطر نشان کردند: من با حرکت روشنگرانه، تبیین منطقی و مستدل در مقابل تفکر غلط مخالفتی ندارم اما نباید این تفکر غلط را نیز تابلو کرد تا همه از آن مطلع شوند.

ایشان تأکید کردند: هرگونه حرکت روشنگرانه باید به دور از هو و جنجال باشد زیرا جنجال، حرف منطقی را هم خراب می‌کند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ بیش از پیش وحدت در جامعه افزودند: همه باید همچون صف واحد و دیواری نفوذناپذیر، در مقابل دشمن بایستند.

حضرت آیت‌الله خامنه ای مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به حفظ و تقویت امید، همت، تلاش و حرکت پیش روندگی توصیه کردند و افزودند: یکی از موارد ضروری در سپاه استمرار برنامه‌ریزی است.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات منطقه، آن را بی‌سابقه و فصل جدیدی در منطقه و دنیا خواندند و تأکید کردند: در این تحولات، توده‌های مردمی با گرایش‌های توحیدی و الهی به معنای واقعی کلمه در میدان هستند و فصل جدیدی در تاریخ منطقه و جهان ورق خورده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به هراس امریکا و صهیونیستها از الگو قرار گرفتن نظام اسلامی برای مردم منطقه افزودند: امریکا و رژیم صهیونیستی هر اندازه هم که در تبلیغات و رسانه‌های خود، این موضوع و گرایش‌های اسلامی مردم منطقه را انکار کنند، نمی توانند واقعیات موجود و حقیقی را تغییر دهند.

ایشان تأکید کردند: موج بعدی حرکتی که اکنون در منطقه آغاز شده است، در کشورهایی فراتر از منطقه خواهد بود و چنین رویدادی به وقوع خواهد پیوست.

در ابتدای این دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تبریک اعیاد شعبانیه و روز پاسدار گزارشی از فعالیت‌های حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه بویژه تعیین شاخص‌ها و معیارهای ارزشی پاسداران ارائه کرد و گفت: توسعه و تعمیق آموزش‌های عقیدتی و فراهم کردن زمینه شایسته‌گزینی، شایسته‌سنجی، شایسته‌پروری و شایسته‌گماری در سپاه از جمله برنامه های نمایندگی ولی فقیه است.

سردار سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در سخنانی با گرامیداشت روز پاسدار، حفظ و تقویت شاکله معنوی مجموعه سپاه را از اهداف اصلی برنامه‌های در دست اقدام خواند و گفت: خودسازی معنوی، توسعه معرفت، شناخت و خودآگاهی، هوشمندی انقلابی، و طراحی راهبردهای اطمینان بخش محورهای اصلی برنامه باز مهندسی در سپاه است.

وی تأکید کرد: منظومه‌ای مدون تحت عنوان شایسته‌های پاسداری و شاخص‌های ارزشی و معنوی تدوین شده است. /924/د102/ج


نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 توسط جمعی از نویسندگان

آيت‌الله خزعلي:
امام راحل مي‌فرمودند؛ "تا آقاي خامنه‌اي هست دلواپسي نداشته باشيد "

خبرگزاري فارس: عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: "اگر دنبال شخصي دلسوز براي انقلاب اسلامي هستيد كسي دلسوز‌تر از آقاي خامنه‌اي پيدا نمي‌كنيد " و حتي نيز امام راحل تاكيد كردند " تا آقاي خامنه‌اي هست دلواپسي نداشته باشيد ".


به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد‌، آيت‌الله ابوالقاسم خزعلي در مراسم تشييع پيكر پاك سردار شهيد برونسي و چند تن از ديگر شهداي گمنام هشت سال دفاع مقدس كه صبح امروز در اجتماع عظيم عزاداران فاطمي برگزار شد، اظهار داشت: مرحوم سردار شهيد عبدالحسين برونسي علاقه و ارادت خاصي نسبت به حضرت فاطمةالزهرا (س) داشتند و اين مطلب در كتاب خاك‌هاي نرم كوشك به عينه ديده مي‌شود.
عضو مجلس خبر‌گان رهبري با بيان اينكه شهيد برونسي به سرداري سپاه اسلام افتخار مي‌كرد، خاطرنشان كرد: امروز روز سوگواري شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) و روز تشييع سردار رشيد سپاه اسلام شهيد برونسي. امروز روز تلاقي حبيب و محبوب است.
آيت‌الله خزعلي با تاكيد بر اين مطلب كه اطاعت از حكم ولي‌فقيه بر تمام مردم و مراجع محترم تقليد نيز واجب است، يادآور شد: اگر كسي 20 ميليون كه نه اگر 40 ميليون نيز راي بياورد اما ولي‌فقيه آن را تنفيذ نكند آن 40 ميليون راي براي آن شخص اعتباري به همراه ندارد.
عضو مجلس خبرگان رهبري اذعان داشت: در عصر حاضر رئيس و امام جامعه اسلامي شخصيتي است كه امام راحل (ره) در مورد شخصيت ايشان مي‌فرمايند "اگر دنبال شخصي دلسوز براي انقلاب اسلامي هستيد كسي دلسوز‌تر از آقاي خامنه‌اي پيدا نمي‌كنيد " و حتي نيز امام راحل تاكيد كردند " تا آقاي خامنه‌اي هست دلواپسي نداشته باشيد "
آيت‌الله خزعلي همچنين خطاب به دولت گفت: بسيار خوب است كه دولت بعضي از افراد را كه قصد نفوذ در بدنه دولت را دارند، شناسايي كرده و جلوي آنان را بگيرد.
انتهاي پيام/ل20/ب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 توسط جمعی از نویسندگان

ناگفته هایی از حضور اخیر رهبر معظم انقلاب در منزل آیت الله مصباح:
رهبرانقلاب: بنده به سهم خودم قدر آقای مصباح را می دانم/ این سه جهت در ایشان جمع است: علم، بصیرت و صفا

رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از آخرین سفرهای غیررسمی خود به شهر مقدس قم که با هدف بازدید از بزرگان و مراجع عظام تقلید صورت گرفته است، با حضور در منزل آیت الله مصباح یزدی، نزدیک به سی دقیقه با ايشان و خانواده و فرزندان وي به گفتگو پرداختند.

 
به گزارش رجانیوز، در این دیدار که مشابه حضور پیشین ایشان در بیت آیت الله مصباح یزدی، سرشار از ابراز احساسات و عواطف خانواده مصباح یزدی بود، رهبر معظم انقلاب نکاتی را پیرامون ویژگی های شخصیتی آیت الله مصباح یزدی بیان فرموده و به ابراز احساسات خانواده مصباح یزدی پاسخ گفتند. گزارش بخش هایی از این دیدار را که در فضایی سرشار از ابراز احساسات نسبت به رهبر انقلاب صورت گرفته است را در ادامه می خوانید.
 
در ابتدای این دیدار، مقام معظم رهبري، بعد از احوالپرسي‌هاي مرسوم خطاب به آيت‌الله مصباح يزدي و خانواده‌ ایشان فرمودند: جلسه به شدت عاطفي است.  عواطف نقش مهمي در ادامه راه و اقامه حدود الهي و حاکميت الهي دارند. در انقلاب ما هم فکر به تنهايي نمي‌توانست اين حرکت عظيم را انجام دهد عواطف هم مورد لطف الهي است. دوستي و دشمني يکي از معيارها و ملاک‌هاست. اين محبتي که ابراز مي‌شود بر مي‌گردد به لطف حضرتعالي، و سرچشمه جوشان محبت و التفات شما نسبت به ما سرازير مي‌شود در همه خانواده و مجموعه فرزندان و اهل و همه. 
 
اين يک جهت، جهت دوم اين که اين هم مربوط به شخص من نيست؛ مربوط به معيارها، مربوط به اسلام و انقلاب و مربوط به اين راه است. اين را الحمد‌لله من مي‌دانم و خداوند متعال نگذاشته من اشتباه کنم و تصور کنم که اين مربوط به شخص من است. مي‌دانم که مربوط به خداست و مربوط به راه است کما اين که نسبت به شخص امام(ره) با توجه به عظمت و جذابيتي که امام(ره) داشت همين بود؛ يعني مردم براي خدا امام(ره) را دوست مي‌داشتند و بدنبال او حرکت مي‌کردند؛ خود ايشان هم اين را کاملا مي‌دانست.
 
ولي امر مسلمين در ادامه افزودند: بنابراين توقع ما از اين مجموعه محترم و عزيز اين است که دعا کنند تا منشأ اين محبت‌ها که توجه به خدا و پيمودن راه خداست در ما استمرار پيدا کند و باقي بماند و ما بفهميم و بدانيم که بايد چه کار کنيم و به کدام طرف حرکت کنيم و خداوند متعال ما را هدايت و دستگيري کند. واقعا نياز داريم به دستگيري لحظه به لحظه پروردگار که اگر اين نباشد يقينا کار مشکل خواهد شد.
 
رهبر فرزانه انقلاب همچنين اظهار داشتند: بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم که ايشان در کشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممکن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا.
 
رهبر معظم انقلاب تصريح کردند: اين سه جهت در ايشان جمع است؛ هم علم، هم بصيرت به معناي حقيقي کلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌ا... وجود ايشان را براي ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ايشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ايشان استفاده نمايند. خداوند کسان ايشان را، آقازاده‌هاي ايشان، همسر محترم، عروس‌ها و دامادها همه را مشمول لطف و هدايت خودش قرار دهد.
 
پس از سخنان حضرت آیت الله خامنه‌اي، آيت‌ا... مصباح يزدي در پاسخ به ابراز لطف و محبت معظم له اظهار داشت: ما که زبانمان الکن است که از پس شکر‌گزاري اين نعمت عظيم الهي برآييم. همين اندازه عرض مي‌کنيم که " ‌الله اعلم حيث يجعل رسالته". و در شبانه روز از عمق دل دعا مي‌کنيم که خداوند برکات حضرتعالي را روز افزون ‌کند و در سايه عنايت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه به همه امت اسلامي توفيق شکر‌گزاري اين نعمت را مرحمت نمايد.
 
در ادامه حضرت آیت الله خامنه‌اي فرمودند: بله! دعا کنيد که خداوند هدايت کند ما را. يادتان هست که من يک وقت در زمان رياست جمهوري به شما عرض کردم که نياز الان من به کمک معنوي خيلي بيش‌تر از سابق است. جنابعالي خدمت آقاي بهجت(ره) رسيديد و پيغام رسانديد که کمکي کنند و بعد از آن ايشان دو تا نامه فرستادند که من آن نامه‌ها را دارم و الحمدلله اين کمک‌ها وجود داشته و ما قدر مي‌دانيم. الان هم همين طور است. من خيلي احتياج دارم به کمک معنوي و انشاء ‌ا... خداي متعال اين دعاهاي شما را به هدف اجابت برساند و ما را مشمول رحمت و کمک و هدايت خودش قرار بدهد.
 
آيت‌الله مصباح در ادامه اظهار داشت‌: البته هر کس ظرفيتش بيش‌تر است نيازش هم بيش‌تر است.حتي نياز پيامبر(ص) و اولياي خدا هم بيش از ماهاست. انشاء ‌الله خداوند وجود حضرت‌عالي را از همه بليات حفظ بفرمايد و به ما هم توفيق معرفت بيش‌تر به اولياي خودش و به شخص جنابعالي را بدهد و محبت و ارادت ما را روز افزون کند. جنابعالي هم دعا کنيد که خداوند عاقبت ما را ختم به خير کند.
 
رهبر معظم انقلاب درباره درس هفتگي استاد مصباح در دفتر مقام معظم رهبري فرمودند: هر چه از آن پخش شده و من گوش کردم واقعا انسان استفاده مي‌کند. در ماه مبارک رمضان که سخنراني ايشان عصرها پخش مي‌شد من غالبا گوش مي‌کردم و بهره مي‌بردم.
 
در پايان اين ديدار ‌آيت‌ا... مصباح يزدي اظهار داشت‌: از طرف همه خانواده، خانم‌ها و آقايان از اين که بزرگواري فرموديد و گوشه چشمي به اين خانه انداختيد، تشکر مي‌کنم. صادقانه عرض مي‌کنم ما راضي به زحمت نبوديم. کمال افتخار ماست که گوشه چشمي به اين مجموعه داشته باشيد و مشمول دعاهايتان قرار بگيريم انشاء ا....
 
حضرت آیت الله خامنه‌اي نيز ابراز داشتند: اميدواريم که باز هم از اين فرصت‌ها داشته باشيم.
 

کد خبر:79921 -
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم اسفند 1389 توسط جمعی از نویسندگان

درس اخلاق (29) ؛
حبّ لِلّه چیست؟ و حبّ في‏الله کدام است؟

به گزارش سرویس صفحات سبز خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ «آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی» از علمای برجسته و استاد اخلاق، در ادامه دروس اخلاق و معارف اسلامی که در مدرسه نور تهران برگزار می‏شود، به موضوع " تربيت به معناي روش رفتاري و گفتاري " پرداخته‏اند.

مشروح این درس در زیر به خوانندگان ابنا تقدیم می‏شود:


َاعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِين وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلي اَعدائِهِم اَجمَعين. رُوِيَ عَن رَسولِ الله (صلي الله عليه و آله و سلم) قال : «إِنَّ الغَيرَهَ مِنَ الإيمانِ»

مروري بر مباحث گذشته

بحث ما راجع به تربيت به معناي روش رفتاري و گفتاري دادن، بود و گفته شد که انسان به‌طور معمول در چهار محيط، روش مي‏گيرد؛ محيط خانوادگي، آموزشي، رفاقتي و شغلي. البته عرض کردم که فضاي پنجمي هم وجود دارد که حاکم بر همه آنها است و ما در آينده به آن مي‌رسيم. بحث ما راجع به محيط رفاقتي بود. گفتيم که اثرگذاري محيط رفاقتي بر روي انسان، در ابعاد گوناگون وجودي از همه محيط‏هاي بيشتر است. يعني چه در بعد اعتقادي‏، چه نفساني، چه جوارحي و در بعد اعمال ظاهري اثرگذارترين محيط است. لذا اين محيط نقش اساسي دارد؛ هم در بعد سازندگي انسان و هم در بعد تخريبي. در ادامه بحث وارد اين مسأله شديم که جهت قوّت تأثيرگذاري چيست؟ گفتيم رابطه تناتنگ، مورّث محبّت است و دوستي از آنجايي که يک رابطه تنگاتنگ است، موجب پيدايش محبّت شده و محبّت نيز انسان را تحت تأثير قرار مي‌دهد و به آدمي روش مي‏دهد.

محور محبّت‏ها

بحثمان در جلسه گذشته به اينجا رسيد که محبّت، خودش محور مي‏خواهد و دليلي خاصّي موجب مي‌شود که انسان از چيزي يا کسي خوشش بيايد. محور محبّت در انسان، به‌طور کلّي يا يک امر مادي است و يا يک امر معنوي است. لذا ما وارد اين بحث شديم که محبّت پايدار، رفاقت پايدار را در پي دارد. لذا اگر محور رفاقت و دوستي الله تعالي باشد، يعني محور رفاقت جنبه‏هاي معنوي باشد، اين محبّت اين پايدار است. امّا اگر محور، امور مادي باشد، اين محبّت ناپايدر است. من رواياتي را نيز در اين رابطه مطرح کردم و گفتم که در روايات هم اين معنا مطرح شده است.

حتّي اين پيوند رفاقتي، از نظر قدرت و بُرد، با پيوندهايي که انسان در اين عالم دارد، نسبت‏سنجي مي‏کنند. در ميان پيوندهاي انسان با موجودات عالم، نزديکترين و قوي‏ترين پيوند، به‌طور معمول و غالب پيوند نسبي است. مثلاً پيوند پدر و فرزند، يک پيوند نسبي است و از قوي‏ترين پيوندها است. امّا وقتي که ما در باب محبّت وارد مي‌شويم، مي‌بينيم که اگر پيوندي بر اساس محبّت و حول محور دوستي ايجاد شود، از پيوند نَسَبي هم اَقوي مي‌شود و بُردش نيز بيشتر خواهد بود. علي(عليه‌السلام) در روايتي پيرامون دوستي و پيوندي که محور و سببش «الله تعالي» ‏باشد، مي‏فرمايد: «المودّةُ لله أقربُ نَسَبٍ».

حبّ لِلّه و حبّ في‏الله

ما دو تعبير در رواياتمان داريم؛ يکي حبّ «لِلّه» داريم و يکي حبّ «فِي‏الله». حبّ لله يعني اين‌که من تو را براي خاطر خدا دوست دارم. حبّ فِي‏الله يعني اين‌که من تو را في‏سبيل‏الله و در راه خدا دوست دارم. اين دو تفاوت‏هايي با هم دارند، امّا هر دو از يک چشمه مي‌جوشند. تعبيرات مختلف است، امّا يک چيز بيشتر نيست. هر دوي اينها در باب رفاقت، در روايات ما وارد شده است. مجموعه روايات به ما مي‌گويد رفاقت‏هايتان لِلّه و فِي‌الله باشد. رابطه‏هايتان با ديگران را، بر اين محور تشکيل دهيد، چون محور اين روابط محبّت است و محبّت يعني دل‌بستگي.

برخوردهاي اجتماعي زودگذر است. مثلاً ما با کسي که رفيق نيستيم و به عنوان مشتري در مغازه آمده است، کار داريم ولي دل‌بستگي نداريم. اين روابط عادي اجتماعي است. امّا در جايي که با کسي رفاقت داريم، مسأله فرق مي‌کند. دوستي يعني جايي که محبّت مطرح مي‏شود؛ جايي که من مي‏خواهم دل‏بستگي درست کنم. اينها را با هم اشتباه نکنيد. روايات ما مسأله حبّ لِلّه و حبّ فِي‏الله را مطرح مي‏کنند، لذا اين دو رابطه با هم فرق دارد. آن‌چه مورد تأکيد واقع شده دوستي لِلّه و پيوند في‏الله است و اين رابطه از پيوند نسبي هم نزديک‌تر و قوي‌تر است. «المودّةُ لله أقرَبُ نَسَبٍ».

محکمترين پيوند

تعبير ديگري در اين رابطه وجود دارد که حضرت مي‌فرمايند: «المودّةُ فِي اللهِ آکَدٌ مِن وَشِيجِ الرَّحِمِ».  محبّت در راه خدا، محکم‌تر از پيوند نسبي است. «وشيج» يعني پيوستگي خويشاوندي؛ يعني رابطه قوي ميان پدر و فرزند، يا مادر و فرزند که به‌طور معمول قوي‏ترين رابطه است، پيوستگي‏اش از محبّت في‏الله بيشتر نيست. به عنوان مثال در طول تاريخ خصوصاً در صدر اسلام، بسيار اتفاق افتاده که افرادي اسلام مي‌آوردند در حالي که خويشاوندان نزديکشان با اسلام مخالف بودند. هرچه هم که آنها را نهي مي‌کردند و با آنها مبارزه مي‏کردند، باز هم دست از پيغمبر برنمي‏داشتند.

اين‌که علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد دوستي براي خدا و در راه خدا، محکم‌ترين پيوند است، يعني همين؛ يعني آنها دوستي براي خدا را بر دوستي پدر و مادر ترجيح مي‌دادند و از رسول خدا دست برنمي‏داشتند. چون حبّشان في الله بود. پس حبّ و دوستي اين‌طور در بينش انسان تأثير مي‌گذارد که انسان براي ديني که پذيرفته و برايش جا افتاده است، اين‌طور استقامت کند و حتّي در برابر خانواده و خويشان خود، بايستد.

اينها اگر دست از پيغمبر بر نمي‌داشتند به خاطر حبّ في الله بود، وگرنه پيغمبر اکرم هيچ کس را با ابزارهاي مادي، به خودش جذب نمي‌کرد. پيغمبر چنين کارهايي نکرده بود و در هيچ‌جاي تاريخ هم چنين مطلبي نقل نشده است که پيغمبر کسي را به خودش جذب کند. هم خودش گرسنه بود، هم کساني که اطرفش بودند؛ سنگ به شکمشان مي‏بستند تا جلوي گرسنگي‌شان را بگيرند. ياران حضرت، پيغمبر را لله و في‌الله دوست داشتند و نسبت به اسلام بينش پيدا کرده بودند، که اين‌طور ايستادگي مي‌کردند.

علّت ناپايداري دوستي‏هاي دنيايي

اين روايات نکته‌اي را به ما مي‌فهماند که اگر محور دوستي خدا باشد، دوستي دوام پيدا کرده و بسيار محکم خواهد بود. توجه کنيد! اينها دو ويژگي متفاوت دوستي براي خدا است؛ يکي از نظر کمّي و زماني است که مي‌گوييم دوستي براي خدا دوام و پايداري‌اش بيشتر است و تا قيامت پابرجا خواهد ماند. امّا يک بحث هم کيفي است و مي‌گوييم دوستي براي خدا و در راه خدا، محکم‌ترين پيوند است. بحث ما در جلسات گذشته در مورد کمّيت رابطه‌ها بود که گفتيم اگر محور دوستي امور دنيايي باشد، چون سبب ناپايدار است، رفاقت هم ناپايدار مي‌شود؛ «وُدُّ أبنَاءِ الدُّنيَا يَنقَطِعُ لِإنقِطاعِ سَبَبِهِ وُدُّ أبنَاءِ الآخِرَةِ يَدُومُ لِدَوَامِ سَبَبِهِ».  انقطاع و دوام، مطرح بود که کدام دوستي پايدار است و کدام ناپايدار است. امّا امروز بحث کيفي را مطرح کرديم و گفتيم که روايات مي‌فرمايد: اگر محور دوستي لله و في الله باشد، اين پيوند خيلي محکم خواهد بود، تا جايي که از پيوند خويشاوندي هم محکمتر خواهد شد.

معيار ارزيابي دوستي‏ها

من گام به گام پيش مي‏روم و مباحثم با يکديگر ارتباط دارد. حالا ببينيم در معارف ما، از نظر ارزيابي دوستي که آيا في الله هست يا نه چه معياري مطرح شده است.  از طرفي مي‌بينيم که براي چنين دوستي‌اي که بر محور معنويّت است، در روايات ارزش بسياري قائل شده‌اند. ارزش اين دوستي‌ها عند الله، ارزش خود اين رفاقت‌هاي في الله، نسبت به باقي صالحات و کارها و اعمالي که انجام مي‌دهد، از همه بيشتر است. نفس اين رابطه محبّتي و دوستي و خود اين دلبستگي في الله و لله، در مقايسه با اعمالي که انسان انجام مي‏دهد، عندالله ارزش بيشتري دارد.

افضل اعمال، دوستي براي خدا

حالا من روايتي را در همين رابطه مي‏خوانم. «أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ لِمُوسَى هَلْ عَمِلْتَ لِي عَمَلًا قَطُّ»؛ خداوند به موسي گفت آيا تا به حال کاري براي من انجام داده‌اي؟ حضرت موسي که پيغمبر مرسل است، گفت: «قَالَ صَلَّيْتُ لَكَ»؛ براي تو نماز خوانده‌ام. «وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقْتُ وَ ذَکَرتُ لَکَ»؛ روزه گرفتم، صدقه دادم و ذکر گفتم. «قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ: أَمَّا الصَّلَاةُ فَلَكَ بُرْهَانٌ»؛ خداوند فرمود نمازي که خواندي دليل اين است که تو دين داري و مسلماني. «وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ»؛ روزه هم سپري است که در جهنم نروي. «وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ»؛ صدقه‏هايي هم که دادي براي اين است که در روز قيامت زير سايه‏بان آنها قرار بگيري و از حرارت روز قيامت که مي‏گويند چه‌قدر زياد است و طولاني، در امان بماني. «وَ الذِّکرُ نُورٌ»؛ ذکر هم که براي اين است که نورانيّت پيدا کني. «فَأَيَّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِي»؛ چه‌کار براي من کردي؟

حضرت موسي در پاسخ درماند. «قَالَ مُوسَى دُلَّنِي عَلَى الْعَمَلِ الَّذِي هُوَ لَكَ»؛ عرض کرد خدايا، خودت مرا راهنمايي کن تا من آن را انجام دهم. «قَالَ يَا مُوسَى هَلْ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً»؛ خداوند فرمود اي موسي! آيا پيوند دوستي با دوستان من برقرار کرده‌اي؟ يعني آيا شده که به خاطر من کسي را دوست بداري؟ رفاقت براي خدا و رابطه براي خدا، عملي است که براي خدا است. قطع رابطه براي خدا هم هست که آن هم بايد باشد. «وَ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً قَطُّ»؛ آيا با کسي به خاطر من قطع رابطه کرده‌اي؟ «فَعَلِمَ مُوسَى أَنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّه».  پس موسي دانست که بافضيلت‌ترين عمل، دوستي براي خدا، و جدايي براي خدا است. دقت کنيد که تعبير روايت داشت: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ» بالاترين عمل اين است. خيال نکنيد که دوستي يک چيز خيلي ساده‏ است! اصلاً و ابداً اين‌طور نيست. دوستي براي خدا و دوستي در راه خدا از همه اعمال خير، برتر است و ارزشش نزد خداي متعال، از همه آنها بالاتر است.

دوستي براي خدا، محکمترين دست‏آويز ايمان

حالا چند روايت مي‏خوانم و بعد مي‏گويم که سرّش چيست که اين‌طور روي آن تأکيد شده است. اين روايات را هم عامه در منابعشان دارند و هم خاصه. از هر دو طريق نقل شده است که: «رُوِيَ عَن رَسُولِ‌اللهِ‌(صَلَّي‌الله‌عليه‌ِوَآلِهِ‌وَسَلَّمَ): أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ».  افضل اعمال همين بود که در روايت قبلي راجع به خطاب به حضرت موسي بود. روايت ديگر دوباره از پيغمبر اکرم: «مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ أَنْ تُحِبَّ فِي اللَّهِ وَ تُبْغِضَ فِي اللَّهِ».  يکي از محکم‌ترين دست‌آويزهاي ايمان، اين است که براي خدا دوست بداري و براي او دشمن بداري. در منابع خاصّه دارد: «مِن أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ»، ولي در عامه نقل مي‏کنند: «إنَّ أَوْثَقِ عُرَى الإسلام أَنْ تُحِبَّ فِي اللَّهِ وَ تُبْغِضَ فِي اللَّهِ».  مضمون‌ها يکي است. اختلافشان فقط در همين يک کلمه است. هر دو هم روايت را از پيغمبر نقل مي‌کنند. تمام شد. تعبر ديگري هست از پيغمبر اکرم هست که فرمودند: «الْحُبُّ فِي اللَّهِ فَرِيضَةٌ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ فَرِيضَةٌ».  يعني بر روي دوستي براي خدا و دشمني براي او تأکيد شده است.

مراقب دلبستگي‏هايت باش!

حال سؤالي در اينجا مطرح مي‌شود که چرا اين‌قدر روي اين نوع رابطه تأکيد شده است؟ پاسخ اين است که چون اين رابطه نقش سرنوشت‏ساز دارد. اين دوستي و پيوند، يک پيوند سرنوشت‏ساز در ابعاد گوناگون وجودي انسان است. يعني دلبستگي چه در بعد اعتقادي، چه در بعد نفساني و چه در بعد عقلي و چه در بعد رفتاري، اعم از کردار و گفتار،‏ تأثيرگذار است. براي همين است که تا اين اندازه روي اين تأکيد مي‌کند که مراقب باش رفاقت، دلبستگي و محبّتت في الله و لله باشد. اگر غير اين باشد، براي تو خطرناک است. نعوذ بالله؛ زماني چشمت باز مي‏شود که ديگر راه برگشت نداري.

دلبستگي‏هاي انسان، ملاک ارزيابي هر شخص

مطلب ديگري در روايات هست که خيلي هم عجيب است؛ تا اينجا سخن از اين بود که رفيقت را ارزيابي کن و بعد خود رفاقت را محک بزن و عيارش را بسنج، امّا در روايات اين نکته را داريم که اگر مي‌خواهي خودت را ارزيابي کني باز هم به رفاقت‌ها و دل‌بستگي‌هايت نگاه کن! مثلاً من مي‏خواهم خودم را بشناسم که آدم خوبي هستم يا آدم بدي هستم؟ شما دلتان نمي‏خواهد بفهميد؟ هر کسي مي‏خواهد اين را بفهمد که خودش آدم خوبي است، يا آدم بدي است؟ با چه چيزي خودمان را بسنجيم؟ معيار سنجش «خودم» چيست؟

حالا من روايت مي‏خوانم تا مسأله روشن شود. در روايتي جابر جعفي که از اصحاب امام باقر(عليه‌السلام) است، نقل مي‏کند که حضرت فرمود: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِيكَ خَيْراً»؛ اگر مي‏خواهي بفهمي که تو از نظر دروني آدم خوبي هستي يا نه، «فَانْظُرْ إِلَى قَلْبِكَ»؛ به دلت نگاه کن! «نظر» هم که حضرت مي‏فرمايد، يعني «نگاه با دقت» که با رؤيت فرق مي‏کند. «فَانْظُرْ إِلَى قَلْبِكَ»؛ برو به انتهاي دلت، نگاه کن که چه چيزي در آنجا هست. «فَإِنْ كَانَ يُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفِيكَ خَيْرٌ»؛ اگر در عمق قلبت ديدي که دوستان خدا و کساني که اهل طاعت خدا هستند را دوست داري و از کساني هم که گناهکاراند و از فرمان الهي سرپيچي مي‏کنند، خوشت نمي‏آيد، بفهم که تو درون خوبي داري. برو و از انتهاي دلت خبر بگير و ببين در آنجا چه خبر است! حضرت براي اين‌که انسان خودش را بشناسد، «دوستي» را مطرح مي‏کند. «وَ اللَّهُ يُحِبُّكَ»؛ بدان که خدا هم تو را دوست مي‏دارد. «وَ إِذَا كَانَ يُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فِيكَ خَيْرٌ»؛ امّا اگر ديدي، اهل طاعت و بندگي و کساني را که با خدا پيوند دارند، دوست نمي‌داري، و برعکس، اهل معصيت را دوست داري، بفهم که در تو خيري نيست و آدم خوبي نيستي، «وَ اللَّهُ يُبْغِضُكَ».  و خدا هم از تو بدش مي‌آيد. حتي معيار ارزيابي خود انسان هم همين است؛ يعني ببين که آيا حبّ و بغضت في الله هست يا نه.

من دو مطلب را از هم جدا کردم؛ دقّت کنيد! گاهي مي‌خواهيم دوستي و رفاقت را ارزيابي کنيم، اين مطلبي بود که در ابتداي بحث گفتيم. امّا اگر مي‌خواهي خودت را ارزيابي کني و ارزش خودت را بفهمي، راه اين است. در اينجا بحث اين است که مي‏خواهم خودم را ارزيابي کنم. حضرت مي‏گويد: خودت را نيز با همين دوستي ارزيابي کن! من جداسازي کردم و اميدوارم که ان‏شاءالله، مطلب روشن شده باشد.

رفيقي برگزين که پاپيچت شود!

لذا من بحث را به يک جنبه ظاهري مي‌کشم که انسان در روابط اجتماعي خود، خودش تشخيص مي‌دهد که چرا با يک نفر رفاقت دارد و چرا با ديگري رابطه را قطع کرده است. اين‌طور نيست که انسان تشخيص ندهد. گفتيم که آدم پيش از انتخاب بايد اختبار کند که آيا طرف مقابل مهارگسيخته است يا قيد عقل و شرع دارد. حال که اختبار کرديم و ديديم که مثلاً آدم متديّني است امّا پاپيچ مي‏شود، بايد ببينيم که براي خدا با او رفاقت مي‌کنيم يا نه! مثلاً تا من مي‏آيم حرفي بزنم، مي‏گويد: پشت سر مردم حرف نزن! اين کار حرام است عزيز من! تا مي‌خواهم کاري انجام دهم، سنگ جلوي پايم مي‏اندازد، ولي سنگ‏هايش، سنگ‏هاي الهي است. پاپيچم مي‏شود ولي براي اين است که من خلافي را مرتکب نشوم. آيا با اين آدم رفاقت مي‌کني يا با کسي که خودش خوب است و کاري به کار تو ندارد؟! خودت مي‌فهمي که اين رفاقت هر چند که سنگ‌اندازي دارد، ولي به نفع تو است. اين موجب نشود که تو رابطه‏ات را با او قطع کني. اين به نفع تو است که او در هر جايي تو را نهي از منکر کند. دوستي بايد في الله باشد، يعني براي انجام دستورات خدا باشد وگرنه ضرر دارد.

با کسي که براي اصلاح تو با تو کلنجار مي‏رود قطع رابطه نکن!

البتّه ممکن است که چنين رفيقي و چنين رفاقتي در اين نشئه ماديت و دنيا که موافق با هواي نفس است، خوب باشد و من آن را بپسندم، و اگر مخالف با نفس باشد، من آن را نپسندم، ولي نبايد از اين رفاقت گريز داشته باشي! نبايد از افرادي که براي تو از نظر الهي، نقش سازندگي دارند، نبايد فرار کني! دوستي براي خدا در بعد اجتماعي يعني همين که با چنين افرادي رفاقت کني. ما در روايت داريم که دوست بدار کسي را که با تو کلنجار مي‏رود؛ براي اين‌که تو را اصلاح کند. اين اعتراض‌ها و بگو مگوها موجب نشود که پيوند دوستي الهي شما با يکديگر تضعيف شود. آدمي باش که اگر در رفاقت و دوستي، برخوردهايي پيدا شد که در راستاي اوامر الهي بود، دست از اين رفاقت نکشي! علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «أحبِب فِي اللهِ مَن يُجَاهِدُکَ عَلَي صَلاحِ دِينٍ»؛ کسي که براي نفع دينت با تو کلنجار مي‏رود را در راه خدا دوست بدار! «وَ يَکسِبُکَ حُسنَ يَقِينٍ».  و کسي را دوست بدار که باعث مي‌شود يقين نيکو پيدا کني! البتّه اين قسمت مربوط به جنبه‏هاي دروني است. يعني او کاري مي‏کند که تو را از نظر بعد معنوي و پيوند الهي درست مي‏کند، يقينت را محکم مي‌کند. کلنجار رفتنش موجب نشود که دوستي بر محور الهي شما ضربه بخورد. برخوردهاي ظاهري با خواسته‏هاي نفساني نمي‏سازد. لذا مواظب باش که به خاطر نفس، دوستي الهي را کنار نگذاري و قطع پيوند در راه هواي نفس نکني!

 

جمع‏بندي مطالب

در نتيجه ما به اينجا مي‏رسيم که محيط رفاقتي نقش سازندگي‏اش از دو محيط قبلي، اَقوي است؛ آن هم نسبت به تمام ابعاد وجودي انسان. لذا در محيط رفاقتي از آنجا که رابطه تنگاتنگ وجود دارد و اين رابطه محبّت را در پي دارد، بايد محور محبّت خدا باشد. رفاقت‏ها بايد براي خدا باشد. رابطه براي خدا، قطع رابطه هم براي خدا! آنجا که مي‏بينم من نمي‏توانم کسي را درست کنم و بلکه او ممکن است من را خراب کند، انسان بايدرابطه‌اش را قطع کند. اين يعني همان معياري که روايات به دست ما داده است: «الحبُّ في الله و البغضُ في الله».

..................


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم بهمن 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام مهدی طائب در مهدیه تهران


نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم دی 1389 توسط جمعی از نویسندگان

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ